|
ببوسم خاك پاك جمكران را ×××××× تجلي خانه پيامبران را
|
|
|
|
||||
|
ای قلم سوز لرین د اثر یخ
آشنا دن من بیر خبر یخ ای قلم (اشعار من) در تو هیچ تاثیر و جذابیتی وجود ندارد من هم از آشنا خبری ندارم گلدی بو جمعه د ، کشتی الله فاطمه یوسفنان خبر یخ این جمعه هم آمد و گذشت ، ای خدا! از یوسف فاطمه خبری نشد یاندی پروانه لر ، شمعی سندی آیرلخ دن یورک آنن الدی پروانه ها سوختند و شمع خاموش شد از دوری (یار) دلم بی درنگ پژمرده شد و مرد شان د ، رتبه د بی بدل سن هر گوزل دن آقا سن گوزل سن در شان و رتبه ، همتا ندارد آقا ! تو از هر زیبایی ،زیباتر هستی کیم دی آیرلخ درد سال ماز عاشقن صبرینن الدن آلماز که می گوید دوری و جدایی انسان را گرفتار درد نمی کند؟ و دوری ، صبر عاشق را از او نمی گیرد؟ ای گوزوم ، یولارا باخ ، دارخما چون همیشه بولوت آتا قالماز ای چشمم، به راه ها بنگر و خسته نشو چراکه ، برای همیشه خورشید پشت ابر نمی ماند گلدی بو جمعه د ، گلمدن سن گون سایم ، جمعه دیگر اوسن این جمعه هم رسید ، اما تو نیامدی روزها را می شمارم تا جمعه بعدی برسد قلب لر غصه دن داغلی قالدی یا امام زمان گل ، امان دی قلب ها از غصه داغدار و درمانده ماندند ای امام زمان (عج) بیا! روزگار غریبی است! شان د ، رتبه د بی بدل سن هر گوزل دن آقا سن گوزل سن در شان و رتبه ، همتا نداری آقا ! از هر زیبایی ، تو زیباتر هستی
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
السـلام عليـك يا بقيـة الله (عج)
راننده اي كه خدمت امام زمان ( ع) مشرف شد راننده اظهار داشته بود : موقعي كه من بار زده و از مشهد به قصد يكي از شهرها خارج شدم , در بين راه , هوا طوفاني شد و برف زيادي آمد كه راه بسته شد و من در برف ماندم . موتور ماشين هم خاموش و از كار افتاد , هر چه كوشش كردم , نتوانستم ماشين را روشن كنم , در اثر شدت سرما , مرگ خود را مجسم ديدم , به فكر فرورفتم كه : (( خدايا ! راه چاره چيست ؟ )) يادم آمد سالهاي قبل , واعظي كه در منزل ما منبر مي رفت , بالاي منبر گفت : (( مردم هر وقت در تنگنا قرار گرفتيد و از همه جا مايوس شديد , متوسل به آقا امام زمان (عليه السلام) شويد كه ان شاء الله حضرت كمك مي كند . )) بي اختيار متوسل به آقا امام زمان (عليه السلام) شدم و از ماشين پايين آمدم و باز هم موتور را بررسي كردم , شايد روشن شود , لكن موفق نشدم و دو مرتبه به ماشين برگشته و پشت فرمان نشستم در حالي كه غم و غصه تمام وجودم را فراگرفته بود .
براي مطالعه ادامه ماجرا اينجا را كليك نموده يا به بخش ادامه مطلب مراجعه كنيد.
ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
علامه حلي در محضر امام زمان(عليه السلام) : علامه حلي در حلّه يكي از شهرهاي عراق سكونت داشت، هر شب جمعه از حله به كربلا مي رفت. او روز پنجشنبه سوار بر الاغ خود به راه مي افتاد و شب جمعه در حرم مطهر امام حسين(عليه السلام) مي ماند وبعدازظهر روز جمعه به حله مراجعت مي كرد.
ادامه ماجرا در بخش " ادامه مطلب"
ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
السلام عليك يا ابا صالح المهدي (عج)
امام زمان ( عليه السلام ) و تحريم تنباكو
ادامه نوشته در بخش " ادامه مطلب" ادامه مطلب |
|||||
|
|||||