|
ببوسم خاك پاك جمكران را ×××××× تجلي خانه پيامبران را
|
|
|
|
||||
|
كشتى شكست خورده طوفان كربلا
ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
از اربعين مؤذن و تاريخ خطيب و غيره نقل شده كه جابر روايت كرده كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: خداي تبارك و تعالي فرزندان هر پيغمبري را از صلب او آورد و فرزندان مرا از صلب من و از صلب علي بن ابيطالب (ع) آفريد، به درستي كه فرزندان هر مادري نسبت به سوي پدر دهنده مگر اولاد فاطمه كه من پدر ايشانم. مؤلف گويد: از اين قبيل احاديث بسيار است كه دلالت دارد بر آنكه حسنين عليهماالسلام دو فرزند پيغمبر (ص) ميباشند و اميرالمؤمنين سلام الله عليه در جنگ صفين هنگامي كه حضرت حسين عليه السلام سرعت كرد از براي جنگ با معاويه فرمود باز داريد حسن را و مگذاريد كه به سوي جنگ رود چه من دريغ دارم و بيمناكم كه حسن و حسين كشته شوند و نسل رسول خدا منقطع گردد. ابن ابي الحديد گفته: اگر گويند حسن و حسين پسران پيغمبرند، گويم هستند چه خداوند كه در آيه مباهله فرمايد: اَبنآ ناجُز حسن و حسين را نخواسته، و خداوند عيسي را از ذريت ابراهيم شمرده و اهل لغت خلافي ندارند كه فرزندان دختر از نسل پدر دخترند، و اگر كسي گويد كه خداوند فرموده است: ما كان مُحَمَّدٌ اَبا اَحدٍ رِجالِكُمْ. يعني نيست محمد صلي الله عليه و آله پدر هيچيك از مردان شما در جواب گوئيم كه محمد را پدر ابراهيم ابن ماريه داني يا نداني بهر چه جواب دهد جواب من در حق حسن و حسين همان است. همانا اين آية مباركه در حق زيد بن حارثه وارد شده چه او را به سنَّت جاهليت فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله ميشمرند و خداوند در بطلان عقيدت ايشان اين آيه فرستاد كه محمد صلي الله عليه و آله پدر هيچيك از مردان شما نيست لكن نه آنست كه پدر فرزندان خود حسنين و ابراهيم نباشد. در جملهاي از كتب عامه روايت شده كه ... جهت مطالعه ادامه مطلب اينجا كليك كنيد. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
مبارزات سياسي امامحسين(ع)امام حسن(ع)در اثر توطئهاى شوم كه از سوى معاويه تدارك ديدهشد به شهادت رسيد و جلوههاى شكوهمند امامت در ديگر يادگارفاطمه و على عليهماالسلام متجلى گشت. استبداد اموى جهت هدم امامت راستين و ياران دلباخته آن عزمرا دو چندان كرد و با تهديد و ارعاب و ترفندهاى عوامفريبانه بهنابودى مكتب و راه امام على و فرزندانش عليهم السلام همتگماشت. بدين جهت، رهبرى و هدايت امتشرايط دشوار و طاقت فرسايىيافت. دوران دهساله امامت ابىعبدالله(ع) بيانگر مواضع وبرنامههاى آن حضرت در مقابل اين تحولات است كه پيامها و درسهاىارزشمندى را فرا راه عاشقانش قرار مىدهد و از سوى ديگر، سيرهاخلاقى تربيتى آن بزرگوار را ازذخائر ازرشمند جهان اسلام و ازبايستههاى پژوهشى است كه بخش مهمى از آن ظهور و درخشش هميندوران مبارك است. نوشته حاضر نگاهى است اجمالى به يكى از مواضعو ابعاد زندگى سياسى آن حضرت با عنوان «مبارزات امامحسين(ع)در دوران معاويه كه محورهاى زير بيانگر جوانب آنمىباشد. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شهادت حسینى علیه السلام "شهادت حسینى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خویش قیام كرده است... امام حسینعلیه السلام از مقوله دیگرى است؛ او نیامده است كه دشمن را با زور شمشیر بشكند و خود پیروز شود، و بعد موفق نشده و یا در یك تصادف یا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. این طور نیست، او در حالى كه مى توانسته است در خانه اش بنشیند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خویشتن را انتخاب كرده است... امام حسین علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى كرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است. سمبل شهادت حسینى در این تعریف، تنها سلاح پیروز است. البته شهادت حسینى شرایط ویژه خود را مى طلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گیر مى شود و ارزشهاى والاى اسلامى مسخ مى گردد و موعظه ها بر گوشهاى سنگین كارگر نمى افتد؛ حسین با همه دانایى به عدم توانایى خود در پیروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پیشواز مرگ مىرود و با انتخاب شهادت، بزرگترین كارى را كه مى شد كرد، انجام مى دهد. ... جهت مطالعه ادامه مطلب اينجا كليك كنيد. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
بنمايهها و درونمايههاى رخداد عاشورا (بررسى تاريخى)حسن حضرتىدر سال 61ق، پنجاه سال بعد از رحلت پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله وسلم، جامعه اسلامى شاهد سانحهاى بسيار اسفبار بود; نوه پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم به طرز فجيعى به همراه ياران اندك خود به شهادت رسيد و اهل بيت او به اسارت رفتند. چرا عاشورا اتفاق افتاد؟ اين پرسشى است كه نوشته حاضر به منظور يافتن پاسخى قانعكننده به آن، بر آمده است. بر همين اساس مباحث ذيل را در اين مقاله مورد توجه و مداقه قرار دادهايم: بافت اجتماعى جزيرةالعرب قبل از بعثتبه عنوان مرده ريگ جاهليت، رخداد سقيفه به عنوان اولين انحراف بنيادين در حركت اسلامى كه در آن عقيده، فداى قبيله شد و نتايجى كه از اين اجتماع شتابآلود برآمد، سياست مالى خلفاى نخستين; به ويژه دوره عمر و عثمان و بدعتها و انحرافاتى كه در اين زمينه به وقوع پيوست، انحرافات فكرى كه معاويه و جانشين او يزيد ابداع كردند (همانند: جعل حديث، تبديل خلافتبه سلطنت، احياى عروبت و فروداشت موالى) و بالاخره تقويت جريانهاى فكرى انحرافى همانند مرجئه كه مشروعيتبخش رفتار غير دينى امويان بودند. مكتبى كه مىرفتبا كجروىهاى تفاله جاهليت ... با شعار «لا خبر جاء و لا وحى نزل» محو و نابود شود ... ناگهان شخصيت عظيمى . .. قيام كرد و با فداكارى بىنظير و نهضت الهى خود، واقعه بزرگى را به وجود آورد. (امام خمينى، صحيفهنور، ج 12، ص 181) ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
بيانات مقام معظم رهبرى(مدّظله العالى)در ديدار با نيروهاى مقاومت بسيج23/4/71 = 13 محرّم 1413بسم الله الرحمن الرحيماين ديدار, ديدارى است بسيار مناسب و در وقت مناسبى هم هست. ايّام, ايّام عاشوراى حسينى است و شما برادران و خواهران هم از عاشورايى ها و حسينى ها هستيد. بسيج بيست ميليونى انقلاب اسلامى ثابت كرده كه در صراط حسين بن على} و عاشورا قدم بر مى دارد. آن چه كه من امروز عرض خواهم كرد مربوط به همين قضيه عاشوراست. با وجود اين همه سخن كه درباره حادثه عاشورا گفته اند و گفته ايم و شنيده ايم, ولى باز هم جاى سخن و تأمل و تدبّر و عبرت گيرى نسبت به اين حادثه باقى است. اين حادثه عظيم از دو جهت مورد توجه قرار مى گيرد و بنده مى خواهم امروز بيش تر جهت دوم را مورد توجه قرار بدهم. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
حسين بن على(عليه السلام) مظهر عزتمحمدحسين مهورىعزت و سربلندى از صفات انسانهاى بزرگ، با شخصيت و آزاده استو خوارى از رذايل اخلاقى و صفات ناپسند انسانى به شمار مىآيد. تعاليم اسلام همگى در جهت عزت بخشيدن به انسان و رهايى ساختنوى از دل بستن به امورى است كه با مقام شامخ انسانيتسازگارنيست. اسلام انسان را از عبادت، خشوع و هرگونه سرسپردگى بهمعبودهاى دروغين كه با عزت انسان سازگار نيست. رهانيده استو از او مىخواهد جز در مقابل خدا در برابر هيچ كس سرتسليم فرودنياورد و فقط خداوند در نظر او بزرگ و با عظمتباشد. هرچند همه رهبران الهى از همه صفات كمال به طور كاملبرخوردارند و در همه ابعاد كاملند; ولى اختلاف موقعيتها سبب شدتا يكى از ابعاد شخصيت انسانى در هريك از آن بزرگواران به طوركامل تجلى يابد و آن امام به عنوان اسوه و مظهر آن صفت مطرحگردد. براى مثال زمينه بروز شجاعت در حضرت على(ع)بيش از سايرامامان(عليهم السلام )به وجود آمد. بدين سبب، آن امام(ع)مظهركامل اين صفتبه شمار مىآيد. زمينه بروز عزت، سربلندى و آزادگىدر امام حسين(ع)بيش از ديگر امامان(عليهم السلام) بروز كرد، بهگونهاى كه آن حضرت «سرور آزادگان جهان» لقب گرفته است. آنحضرت حتى در دشوارترين موقعيتها حاضر نشد در مقابل دشمنسرتسليم فرودآورد و براى حفظ جان خويش كمترين نرمشى كهبرخاسته از ذلتباشد. نشان دهد. حماسه عاشورا سراسر آزادى،آزادگى، عزت، مردانگى و سربلندى است. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
فرهنگ عاشورا در سيره معصومين(ع)دكتر سيد مهدى صانعىمعنى فرهنگ:آداب و عادات و انديشهها و اوضاعى كه گروهى در آن شركت دارند، فرهنگ ناميده مىشود كه از نسلى به نسل ديگر انتقال مىيابد. زبان و وسيلههاى نمادين ديگر عوامل اصلى انتقال فرهنگ است; در عين حال ممكن استبسيارى از رفتارها و عادات و رسوم تنها از طريق تجربه حاصل گردد. اصولا هر جامعهاى براى خود روش و اسوه ويژهاى از كليات فرهنگى و رفتارى دارد كه امور ضرور انسانى مانند سازمان اجتماعى، دين، حقيقتجويى، ساختمان سياسى، نحوه تفكر، مؤسسات اقتصادى و فرهنگ مادى آن را به وجود مىآورد. از آغاز پيدايش بشر فرهنگ مايه تمايز هر گروه از گروه ديگر بوده است درجه پيچيدگى سازمانهاى فرهنگى يكى از ابزارهاى تشخيص جامعههاى متمدن از جامعههاى ابتدايى است. «فرهنگ» به معنى تعليم و تربيت، نيز به كار رفته چنانچه در شعر فردوسى آمده است: ...
ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در حادثه کربلا يکي از چهره هاي خيلي مهم و تعيين کننده که بار سنگين پيام رساني امام حسين (ع) را بر عهده گرفت و به خوبي هم انجام داد شخصيت و زني است به نام زينب(س) . اين بانوي بزگوار که خواهر امام حسين(ع) و دختر امام علي(ع)است در حادثه کربلا اگر به طور اجمال به زندگي ايشان نگاه کنيم در حادثه کربلا ايشان 54 يا 55 سال داشتند زيرا که ايشان در پنجم ماه جمادي الاول در مدينه متولد شد و در همان زمان او را نزد پدر بزرگوارش اميرمومنان آوردند که نامگذاري کند ولي امام علي فرمود: من در اين کار از جدش رسول خدا سبقت نمي گيرم و پيغمبر اکرم (ص)در آنوقت در سفر بودند پس صبر کردند تا رسول خدا از سفر بازگشته و آن کودک را زينب نام نهادند ... ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زندگانى حضرت ابوالفضل(ع) دائرة المعارفى است كه چگونه زیستن و آگاهانه رفتن را به ما مىآموزد و فرصت دستیابى به مقام آدمیت را هموار مىسازد. در این نوشتار، از رهگذر تربیت عباس(ع)، پرتوى از فروغ معنویت امام على(ع) و جلوهاى از روشنى ولایت ام البنین علیها السلام در پرورش فرزند، نصیب انسان مىشود و آینه اى از روشنایى فضایل حضرت ابوالفضل (ع) دیدگان آدمى را نورانى مىكند. با هم به مدینه مىرویم تا از كوچه بنىهاشم به سراى امیرمؤمنان (ع) پاى دل گذاریم و از آغازین لحظه هاى زندگانى پور دلبندش عباس(ع) با او همراه شویم. طلوع ماه در مدینه زمین مدینه با نیم نگاه خورشید روشنایى مىگرفت و تابش طلایى آفتاب، جمعه، چهارمین روز شعبان سال26 هجرى را نورى دیگر مىبخشید.(1) بلور دل هاى شیفتگان امیرالمؤمنین على(ع) لبریز از شور و عشق شده بود و آغوش كوچه بنىهاشم به روى زائران خانه حضرت گشاده مىنمود. چهره علاقه مندان اهل بیت علیهم السلام را شبنم شادى فرا گرفته بود و براى دیدار نورسیده مولاى خویش بر یكدیگر پیشى مىگرفتند. شور و هلهله خانه على(ع) و فاطمه كلابیه را فرا گرفته بود و نگاه همگان به سخاوت لبان مولا بود تا انتخاب نام طفل را نظاره كنند و شیرینى اولین كلام او را بیابند. در این هنگام مادر كودك، ام البنین علیهاالسلام نوزاد را به على(ع) تقدیم كرد. امام فرزند دلبند خود را به سینه چسباند، با صدایى آسمانى در گوش راست فرزند، اذان و در گوش چپش اقامه گفت تا در گلستان وجود او شاخسار ایمان و عشق به «توحید» و «نبوت» نمایان شود؛ تا از بلنداى همتش آبشار شوق به «امامت» جارى شود و تا همیشه ایام در سایه سار «ولایت» سروى سبز باشد. (2) ادامه مطلب |
|||||
|
|||||