|
ببوسم خاك پاك جمكران را ×××××× تجلي خانه پيامبران را
|
|
|
|
||||
|
السلام عليك يا حجة ابن الحسن (عج) جعفر نعلبند اصفهاني در محضر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه): در اصفهان شخصي بود به نام «جعفر نعلبند» كه او حرفهاي غير متعارف از قبيل آن كه من خدمت امام زمان(عليه السلام) رسيده ام و طيّ الارض كرده ام، مي زد و طبعاً بامردم هم كمتر تماس مي گرفت و گاهي مردم هم پشت سر او به دليل آن كه «چون نديدندحقيقت ، ره افسانه زدند» حرف مي زدند.
جهت مطالعه ادامه ماجرا به " ادامه مطلب" مراجعه بفرمائيد.
ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
السلام عليك يا صاحب الزمان (عج)
علت و انگيزه عشق به مسجد جمكران و شفاي آقا جواد تهراني شخصي به نام آقا جواد ساكن تهران و كارمند دولت بود , روزي به من رسيد در حالي كه خيلي نگران و ناراحت به نظر مي رسيد و گفت : مبتلابه نقرس و سياتيك شدم و نظر دكترها اين است كه انگشتان پايم را قطع كنند . خيلي متاثر و ناراحت شدم و به فكر فرو رفتم كه راه چاره اي براي او پيدا كنم . يادم آمد كه : در زمان كودكي , گاهي با مادر بزرگم به مسجدي كه بيرون شهر قم بود مي رفتم و او مي گفت : ...
ادامه ماجرا در بخش " ادامه مطلب" ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
السلام عليك يا ابا صالح المهدي (عج)
تشرف عالم بزرگوار امين الواعظين اردبيلي در اثناي دعاي سمات : خطيب بارع حاج ميرزا حسن ملقب به امين الواعظين اردبيلي نزيل تبريز در نجف اشرف روز دوشنبه , پنجم ماه صفر , سنه 1358هجري قمري فرمودند : مشاهد مشرفه عراق را در سنه 1343زيارت كردم و نهايت مقصد و حاجتم را در اين اماكن , تشرف به خدمت حضرت ولي عصر(ارواحنا فداه) بود و مرتب به زيارت مراقد مطهره نجف اشرف و كربلا و مساجد ازجمله : مسجد سهله و كاظمين مشرف مي شدم . ... ادامه نوشته در بخش " ادامه مطلب" ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
السـلام عليـك يا بقيـة الله (عج)
راننده اي كه خدمت امام زمان ( ع) مشرف شد راننده اظهار داشته بود : موقعي كه من بار زده و از مشهد به قصد يكي از شهرها خارج شدم , در بين راه , هوا طوفاني شد و برف زيادي آمد كه راه بسته شد و من در برف ماندم . موتور ماشين هم خاموش و از كار افتاد , هر چه كوشش كردم , نتوانستم ماشين را روشن كنم , در اثر شدت سرما , مرگ خود را مجسم ديدم , به فكر فرورفتم كه : (( خدايا ! راه چاره چيست ؟ )) يادم آمد سالهاي قبل , واعظي كه در منزل ما منبر مي رفت , بالاي منبر گفت : (( مردم هر وقت در تنگنا قرار گرفتيد و از همه جا مايوس شديد , متوسل به آقا امام زمان (عليه السلام) شويد كه ان شاء الله حضرت كمك مي كند . )) بي اختيار متوسل به آقا امام زمان (عليه السلام) شدم و از ماشين پايين آمدم و باز هم موتور را بررسي كردم , شايد روشن شود , لكن موفق نشدم و دو مرتبه به ماشين برگشته و پشت فرمان نشستم در حالي كه غم و غصه تمام وجودم را فراگرفته بود .
براي مطالعه ادامه ماجرا اينجا را كليك نموده يا به بخش ادامه مطلب مراجعه كنيد.
ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
علامه حلي در محضر امام زمان(عليه السلام) : علامه حلي در حلّه يكي از شهرهاي عراق سكونت داشت، هر شب جمعه از حله به كربلا مي رفت. او روز پنجشنبه سوار بر الاغ خود به راه مي افتاد و شب جمعه در حرم مطهر امام حسين(عليه السلام) مي ماند وبعدازظهر روز جمعه به حله مراجعت مي كرد.
ادامه ماجرا در بخش " ادامه مطلب"
ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
علي بن مهزيار در محضر امام زمان (عليه السلام) : جناب «علي بن مهزيار» كه قبرش در اهواز و زيارتگاه عموم است و بقعه و بارگاهي دارد، مي گويد: نوزده سفر هر سال به مكه مشرف مي شدم تا شايد خدمت مولايم حضرت ولي عصر(عليه السلام) برسم، ولي در اين سفرها هر چه بيشتر تفحص كردم، كمتر موفق به اثر يابي از آن حضرت گرديدم، سرانجام، مأيوس شده و تصميم گرفتم كه ديگر به مكه نروم . وقتي كه دوستان عازم مكه بودند به من گفتند: مگر امسال به مكه مشرف نمي شوي؟ گفتم: نه امسال گرفتاريهايي دارم وقصد رفتن به مكه را ندارم. شبي در عالم خواب ديدم كه به من گفته شد ...
التماس دعا
ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
السلام عليك يا صاحب الزمان (عج)
آرزوى زيارت حضرت بقيةاللَّه ارواحنا فداه
يكى از دانشمندان، آرزوى زيارت حضرت بقيةاللَّه ارواحنا فداه را داشت و از عدم موفقيت خود، رنج مى برد. مدتها رياضت كشيد و آنچنان كه در ميان طلاب حوزه نجف مشهور است، شبهاى چهارشنبه به مسجد سهله مى رفت و به عبادت مى پرداخت، تا شايد توفيق ديدار آن محبوب عاشقان نصيبش گردد. مدتها كوشيد ولى به نتيجه نرسيد. سپس به علوم غريبه و اسرار حروف و اعداد متوسل شد، چله ها نشست و رياضتها كشيد، اما باز هم نتيجه اى نگرفت. ولى شب بيداريهاى فراوان و مناجاتهاى سحرگاهان، صفاى باطنى در او ايجاد كرده بود، گاهى نورى بر دلش مى تابيد و حقايقى را مى ديد و مى شنيد. روزى در يكى از ...
ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
السلام عليك يا ابا صالح المهدي (عج)
خاطره اي از آيت الله العظمي ميلاني ( قدس سره) آيت الله العظمي ميلاني –قدس سره – از مراجع بزرگ تقليد و مقيم مشهدمقدس بود و حدود سي سال حوزه علميه آن سامان و مرجعيت تقليد را بر عهده داشت . او عالمي رباني , محتهدي با وقار , مرجعي استوار , عابدي پارسا و سالكي ناصح و جامع معقول و حاوي اصول و فروع و از فقهاي كم نظير زمان ما بود . او خاطرات آموزنده و سازنده اي داشت و داراي حالات و مقامات معنوي ويژه اي بود كه برخي او را از كساني مي شناختند كه به افتخار ديدار ... ادامه ماجرا در بخش " ادامه مطلب" ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
السلام عليك يا ابا صالح المهدي (عج)
![]() نگارنده در سالهاي 1343 تا 46 در كوهستان از حوالي شهرستان بهشهر مازندران در مدرسه آيت اله العظمي كوهستاني مشغول به تحصيل علوم ديني بودم ، در آن زمان پيرمردي به نام «آيت اله حاج شيخ محمود كمله اي14» براي زيارت آيت اله كوهستاني آمده بود ، ولي بر خلاف ديگران مدت 10 الي 15 روز در آنجا مي ماند. وي به آيت اله كوهستاني سخت علاقمند بود، آقا نيز نسبت به ايشان احترام خاصي قايل بود. اين مرد بزرگ داستاني دارد كه خود نقل مي كرد و ضمن نقل داستان به خود سخنان جسارت آميزي مي گفت كه چرا ...
ادامه اين ماجرا را در بخش ادامه مطلب |
|||||
|
|||||